المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

204

مروج الذهب ( فارسى )

تا سيستان كشتى بر آن رود كه آذوقه و چيزهاى ديگر بار دارد و از بست تا سيستان يكصد فرسخ است و ديار سيستان ديار باد و ريگ است و همان شهر است كه گويند باد آنجا آسياها بگرداند و آب از چاه كشد و باغها سيراب كند و در همه دنيا شهرى نيست كه بيشتر از آنجا از باد سود برد و خدا داناتر است . درباره سرچشمه اين رود معروف به هيرمند خلاف كرده‌اند بعضى كسان گفته‌اند كه از چشمه‌هاى جبال سند و هند است و بعضى ديگر گفته‌اند كه سرچشمه آن از سرچشمه رود گنگ است كه رود هند است و بر بسيارى از جبال سند ميگذرد و رودى تند ريزش و تند آبست و بيشتر هندوان بسبب زهد دنيا و علاقه بانتقال از اين جهان بر ساحل آن خود را بآهن شكنجه دهند و در آن غرقه كنند و چنانست كه به محلى در علياى رود معروف به گنگ روند كه در آنجا كوههاى بلند و درختان كهن و مردان مقيم هست و آهنها و شمشيرها بر درختان و بر قطعات چوب منصوب است و هندوان از ممالك بعيد و شهرهاى دور دست بيايند و گفتار اين مردان را كه بر ساحل رود معتكفند درباره زهد اين دنيا و رغبت جهان ديگر بشنوند و خويشتن را از فراز كوههاى بلند بر اين درختان كهن و شمشيرها و آهنهاى نصب شده افكنند و پاره پاره شوند و پاره‌هايشان در رود فرود افتد . آنچه گفتيم و اعمالى كه بر اين رود ميكنند همه معروفست و در آنجا درختى هست كه يكى از عجايب و نوادر دنياست و از غرائب گياهان است كه شاخه‌هاى درهم از زمين بر آيد با برگ چون درختى تمام و در هوا به مقدار نخلى بلند بالا رود سپس همه شاخه‌ها كج شود و واژگونه به زمين باز گردد و در خاك فرو رود و به همان مقدار كه بالا رفته در دل زمين فرو رود و از ديدگان نهان شود آنگاه به همان وضع اول شاخه‌ها از زمين بر آيد و بالا رود سپس كج شود و برگردد و آن مقدار كه به هوا رود و در فضا جاى گيرد با مقدارى كه زير زمين نهان شود و به خاك فرو رود برابر باشد اگر هندوان براى جلو گيرى از خطر اين درخت كسانى را بمراقبت و قطع آن نمىگماشتند همه آن ديار و سرزمين